سلسله نشست های علوم شناختی و جنگ با موضوع وظایف فردی و نهادی در زمان جنگ با امداد از فناوری شناختی برگزار شد.
به همّت گروه زبانشناسی شناختیِ انجمن علوم و فناوریهای شناختی ایران و با حمایت ستاد پژوهشی سوانح طبیعی و همکاری انجمن دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی، نشست ششم از سلسله نشستهای «علوم شناختی و جنگ» با سخنرانی، جناب آقای دکتر محمدرضا بیگدلی (استاد تمام نوروفیزیولوژی دانشگاه شهید بهشتی تهران) و به مدیریت جلسه سرکار خانم دکتر پریا آبروانی (پژوهشگر پسا دکتری روانشناسی شناختی) برگزار شد.

در این جلسه، اعضای گروه زبانشناسی شناختی در سالن سمینار پژوهشکده علوم شناختی و مغز دانشگاه شهید بهشتی گِرد هم آمدند و سایر شرکت کنندگان به صورت برخط شرکت کردند. دکتر بیگدلی در سخنرانی خود با عنوان «وظایف فردی و نهادی در زمان جنگ با امداد از فناوریهای شناختی» بیان کردند که همانطور که در جنگ فیزیکی جان اهمیت دارد، در جنگ شناختی ذهن انسان اهمیت پیدا میکند. جنگ شناختی به دلیل کم هزینه بودن میتواند خیلی نرم اتفاق بیفتد و به ما را آسیب برساند. یکی از نکات محوری سخنرانی، تأکید بر این بود که جنگ شناختی جایگزین جنگ فیزیکی نیست، بلکه میتواند همزمان با آن عمل کند و آثار آن را تشدید کند. در این چارچوب، میدان منازعه صرفاً به قلمرو جغرافیایی و زیرساختهای فیزیکی محدود نمیشود؛ بلکه تصمیمگیری انسان، اعتماد اجتماعی و شیوه تفسیر رویدادها نیز اهمیت مییابند. از این منظر، حفاظت از جامعه در شرایط جنگ مستلزم توجه همزمان به امنیت فیزیکی و سلامت شناختی است. کاهش اعتماد، تشدید ترس و خشم، افزایش سردرگمی و تضعیف توان ارزیابی اطلاعات میتوانند بر رفتارهای فردی و جمعی اثر بگذارند و ظرفیت جامعه برای واکنش سنجیده به بحران را کاهش دهند. علاوه بر آن باید به هفت "M" که شامل "Mind, mouth, Mood, Mannar, Memory, Mindfulness, Money" میشود توجه بیشتری کرد و جنگ شناختی از جایی شروع میشود که این هفت عامل نادیده گرفته شود.

دکتر بیگدلی با تشریح فرایند پردازش تهدید در مغز، توضیح دادند که در شرایط اضطراب و تهدید، توجه انسان ممکن است محدودتر شود و اطلاعات تهدیدکننده برجستگی بیشتری پیدا کنند. همچنین، تحمل ابهام کاهش مییابد، اتکا به میانبرهای شناختی افزایش پیدا میکند و احتمال تصمیمگیریهای هیجانی بیشتر میشود. در چنین شرایطی، توان ارزیابی انتقادی اطلاعات نیز ممکن است تضعیف شود. از مهمترین نکات مدیریتی سخنرانی، تأکید بر این بود که حفاظت شناختی را نباید صرفاً مسئولیتی فردی دانست. انتظار از شهروندان برای تشخیص اطلاعات معتبر، بدون فراهمکردن دسترسی به اطلاعات دقیق، بهموقع، شفاف و قابل اعتماد، کافی نیست. ازاینرو، نهادهای مسئول باید با اطلاعرسانی هماهنگ، معرفی سخنگوی مشخص، پاسخگویی به شایعات و فراهمکردن امکان دسترسی به دادههای معتبر، زمینه تصمیمگیری آگاهانه را تقویت کنند. در بخش پایانی نشست نیز، جلسه پرسش و پاسخ با مشارکت حاضران و سخنران برگزار شد که به تبیین بیشتر مباحث مطرحشده و واکاوی مسئله جنگ شناختی در مغز، بهویژه سرمایه اجتماعی بهعنوان یکی از مؤلفههای مهم زیرساخت دفاع شناختی کشور پرداختند و بیان شد که حفظ اعتماد عمومی مستلزم اطلاعرسانی مسئولانه، شفافیت، هماهنگی میان نهادها و پاسخگویی مستمر به نیازهای اطلاعاتی جامعه است.
